الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

43

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

يكديگر را نشناسيد تا به خانه‌هايتان برگرديد و سپس از منبر فرود آمد و بامدادان خود آن حضرت به اتفاق زن بيرون شدند و مردم نيز در حالى كه يكديگر را نمىشناختند و به صورتهاى خود نقاب بسته و سنگ در آستين داشتند از خانه‌ها بيرون شدند تا اينكه آن حضرت با زن و تمام مردم به پشت شهر كوفه رسيدند . آنگاه به حاضران خطاب كرده و فرمود : اى مردم ! خداوند با پيامبر ، پيمانى بسته و پيامبر نيز با من همان پيمان را بسته است كه هر كس مستحق حدى باشد نبايد به ديگرى حدّ زند ، اكنون هر كس از شما كه مستحق همين حدّ است حدّ نزند ، پس تمام مردم برگشتند و تنها خود آن بزرگوار با حسن و حسين - عليه السلام - زن را سنگسار نمودند « 1 » . 3 - حدّ لواط ( 1 ) روزى امير المؤمنين - عليه السلام - در ميان گروهى از اصحاب خود نشسته و به گفتگو مشغول بود ، در اين هنگام مردى نزد آن حضرت آمده گفت : يا امير المؤمنين ! لواط كرده‌ام مرا پاك گردان . آن حضرت - عليه السلام - به او فرمود : اى مرد ! چنين سخنى مگو شايد اختلال حواس به تو دست داده باشد . فردا صبح نيز نزد آن حضرت آمده و گفت : يا امير المؤمنين ! لواط كرده‌ام مرا پاك كن . باز امام - عليه السلام - به وى فرمود : اى مرد ! به خانه‌ات برگرد ، شايد - حواس‌پرتى عارضت شده و تا سه بار بعد از دفعهء اول نزد آن حضرت آمده و سخن خود را تكرار كرد ، تا دفعهء چهارم كه طبق قانون اسلام حدّ بر او ثابت شده بود ، على - عليه السلام - به وى فرمود : پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - دربارهء مثل تو سه كيفر بيان فرموده و تو هر كدام را بخواهى اختيار كن . مرد گفت : آنها چيست ؟

--> ( 1 ) - فروع كافى ، كتاب الحدود ، باب آخر من صفة الرجم حديث 1 . تهذيب ، باب حدود الزنا ، حديث 23 . من لا يحضر ، باب ما يجب به التعزير و . . . حديث 32 .